تبليغاتX
حدیث عشق - دوست دارم...
آتش عشق تو در جان خوش تراست......دل زعشقت آتش افشان خوش تر است

 

وقتی اومدم هنوز مشغول کار بودی... تلفن و ... دلم میخواست طوری رفتار کنم که باورت بشه آرومم... باورکنی میخوام آروم باشم، یه بار منو متهم کردی به حسودی، به اینکه مثل کسی رفتار میکنم که سالها با من رفتار کرده، به اینکه نسبت به تو بدبینم... راستش انقدر این حرفها دلمو به درد آورده که هرگز حاضر نیستم باز کاری انجام بدم که شایسته شنیدنشون باشم... میخوام به جای اصرارهای بی ثمر به لحظه های قشنگ با تو بودن دلخوش باشم، واقعا نه با تظاهر... تو رو داشتن برای همیشه آرزوی تمام لحظه هامه پس حاضرم هر کاری انجام بدم تا محقق بشه، حتی اگه شده پا رو دلم بذارم که انقدر بهونتو نگیره... می خواستم بهت بگم دارم تغییر می کنم... دارم اون طوری میشم که تو رو کمتر آزار بده... دارم موقعیتها رو از هم تفکیک می کنم...دارم روزمرگی رو که جزء لاینفک هر زندگیه رو بهتر می پذیرم و برای خودم و تو یه خلوت کوچولو درست می کنم فقط و فقط برای لحظه هایی که هیچ کار دیگه ای نیست... هیچ کس دیگه ای نیست... و هیچ... 

انگار دارم منطقی تر رفتار کنم و عاقلانه تر...

یه کم دور و برت راه رفتم، نشستم و ... ولی تو همچنان مشغول بودی هر از گاهی حرفی میزدی... به خودم گفتم باید منتظر بمونی... و موندم...رفتم تو اتاق دراز کشیدم و چشامو بستم تا شاید تلفنا تموم بشه و تو بیای کنارم... گفتم شاید بخوای منو به نوازشهای دستهای مهربونت مهمون کنی... شاید بخوای بعد از این دو سه روزی که ندیدمت با حرفهای قشنگت ذهن آشفتمو آروم کنی... شاید بخوای مثل همیشه منو به حرف بیاری و سکوت قلبمو بشکنی...و شاید بخوای فرصت سرگذاشتن رو شونه هاتو از من دریغ نکنی... نیومدی... خوابم برد... کنار پیراهنت که بوی تو رو میداد... انکار نمیکنم که چند بار از خواب پریدم و می شنیدم که همچنان ...

بالاخره اومدی، بیدار شدم ولی وقتی گفتی "بخواب من دیگه دارم می رم" کم مونده بود بغضم بترکه ولی دستمو گذاشتم رو چشامو فشار دادم تا اشکام پس بزنه... دیگه خوابم نمی برد... اومدم تا دم در همراهیت کنم، همچنان درگیر تلفن بودی با اشاره سر، خداحافظی...

پس ... پس یعنی هیچی نمیخواستی بهم بگی... یعنی ... حرفام مونده بود تو دلم... چند لحظه پشت در نشستم و با خودم فکر کردم این همه حرفی که تو دلمه و میخواستم بهت بگم چیه؟ ولی فقط تونستم این یک کلمه رو پیدا کنم پس بارها و بارها تکراش کردم ولی هنوز دلم خالی نشده... دوست دارم... دوست دارم... دوست دارم... دوست دارم...  دوست دارم... دوست دارم... دوست دارم... دوست دارم...سلامت... دوست دارم... دوست دارم... دوست دارم... دوست دارم...سلامت... دوست دارم... دوست دارم... دوست دارم... دوست دارم...

نوشته شده توسط angel در ساعت 0:14 | لینک  |